۲۰ بهمن ۱۳۸۸

 

 

خبرنامه زغال



دریافت html ؟

خبرخوان

RSS

 

فقط یک را
سوده نگین تاچ   
۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۷
faghat-yek.jpgکم می دیدمش با یک انگشتر قدیمی و گنده روی انگشت وسط دست چپ و نگاه های کوتاه و تیز به اطراف مثل کسی که مدام ورد می خونه لب هاش در حال حرکت های سریع بود و این آزار دهنده ترین تصویری بود که باید هر عصر توی کافه می دیدم تصویری از لذت. مدام با پوستش ور می رفت و از زیر میز خودش رو توی یه آینه مرتب می کرد.چطور می شد اینقدر به یه آینه زل زد و توجه کرد.

انگار که هر دو می دونستیم این اتفاق می افته کنارش نشستم.فکش زیاد حرکتی نداشت وقتی شروع کرد:

- صورتم داغون شده؟

آره یه کم

- واقعا شک دارم که نمردم! تو می تونی اینجا بشینی من مشکلی ندارم

آره حس کردم

- می تونی راجع به اتفاقات که توی هم ریختن و من مثل همه ی نجیب زاده ها فقط یک بار راجع بهش فکر می کنم و بدون مقاومت می ریزم اینجا روی میز جوری که ببینی بپرسی. تو رو می بینم هر بار می یام بهم زل می زنی

آره

- چرا؟

خب محافظتت از فضای اطرافت من رو به وجد می یاره .

- خب من از صورتم محافظت می کنم. توی اتاقم آینه ی تمام قد آویزون کردم چون... خب چون حساسم و عاشقشم یه جور ویژگی روانی یه می فهمی؟

آره.    البته ارتباط چندانی برقرار نمی کنم اما گمونم عجیب هم نیست

- مثل عشق به بند بازی می مونه جسارت لذت بردن از اینکه هر لحظه می تونه پرتت کنه اما وجه درونی خاصی نداره .می تونی وضعیت ذهنیم رو حدس بزنی؟

تقریبا

- این خوبه .تا حالا به خودت دست زدی؟

آره

- برای لذت؟

شاید

- یا نبودن عاملی که بتونه لذت بده؟
نمی دونم     من معمولا دنبال علتم برای ارضا

- اهمیت داره که صاحب چه جور قدرتی باشی در ذهنت اون لحظه رو می گم .بدون انگشتر و چیزی از بیرون

خب شاید

- من تقریبا فقط یک راوی ام .وقتی لای گوشت ی که کاملا از زاویه ها و حرکاتش آگاهم قرار می گیرم یه جور شناخت از لحظه ی بعد ی و امتیاز هایی که به وجود می یاره برام با یه انقباض داخلی ...محشره محشرافسونگری درونی  

بهر حال کاملا حمله ی داخلیه شاید گاهی علت اصلی ش عوامل خارجی باشه .نه؟

- من هیچ تعهدی به توجیح این مسئله ندارم .به خودت نگاه می کنی؟

اگه لازم بشه

- گرفتار جذابیت نشدی. وقتی همه چیز وارد بازی یک نفره می شه .شبیه شاشیدن روی خودت می مونه وقتی خشونت بی نظیری تسخیرت کنه و نمی تونی کسی رو وارد این حمله کنی. حمله های غریزی دستی انقباضی درون به درون.

گاهی عامل بیرونی داره

- خب من به جوراب علاقه دارم/ به زن علاقه دارم/ به مرد علاقه دارم /به پینگ پنگ علاقه دارم/به اون علاقه دارم ... ممکنه درون من، من رو به هم آغوشی با بیرون بکشه و یا تمام بیرون من رو به هم آغوشی با خودم توی هر شکاف و بر آمدگی وقتی تمام اعضا م در بهترین وضعیت قرار می گیرن

یه جور مخمصه؟

- خیلی ها احمقند .این فضا انتزاعی نیست / محکومیت درونی هم نیست .می فهمی؟

آره

- فکر کرد من ترکش کردم. صورتم و داغون کرد. نمی تونه این عشق رو درک کنه همیشه دنبال کس دیگه ایه همیشه دنبال یه رد پاست .

بهر حال ترکش کردی و رد پای خودته

- باید از هم دورشون کنم اینطوری نمی شه

اینطوری نمی شه

- من تقریبا فقط یک راوی ام این رو می فهمی؟

آره

 


 

تصویر سازی: مجتبی حق جو
< بعد   قبل >