![]() |
![]() |
۲۰ بهمن ۱۳۸۸
| از قرار معلوم شده بودم |
| سوده نگین تاچ | |
| ۰۷ شهريور ۱۳۸۷ | |
از قرار معلوم شده بودمدست از سرم بر داشته بودند اما کافی نبود شخصیتم را اجاره کردم که سوراخ شناس شوم از کنار چند نفرآهسته عبور کنم وبه آرایش شان فشار بدهم فشار بدهم که خلاقیتشان برگردد ولگردی توی خونم شده بود ماشین چمن زنی توی گوشم شده بود دامن های چین دار قری توی سرم شده بود از قرار معلوم شده بودم باید خدا رافراری می دادم که خودش را به شیطان بفروشد تا خلاقیتش برگردد بین چند روسری کلفت مشتم باز شد که هر کس می تواند بشود وفرار کند البته بعد از پیاده روی طولانی و گرمای چند درجه و حرص استیک نرم بعد از گذراندن یک دوره بیماری کچلی ناخن بعد از اینها هر کس می تواند بشود و فرار کند که خلاقیتش برگردد ازصمیم قلب بدن محترم م را آلوده کردم جوری که متوجه عق زدن سربازهای هجده ساله ی تازه وارد پارک نشدم و ادامه دادم از راه دهان ادامه دادم دختران تر و تازه از کیفشان دستمال ریختند و حواسشان جای دیگری بود خودم را مقایسه کردم و ادامه دادم دختران تر و تازه رفتند آب معدنی بخرند که بفهمند اتفاقی نیفتادجز اینکه پلاسیده جمع شدند که بلاسند از سوراخ های متلاشی م ادامه دادم وحشیانه وحشیانه خواندم و رقصیدم وسط پارک اما انگارممنوع شده بود که بفهمند خودشان را گرفتند و گفتند سیاسی بازی ست! این از بیماری های چند شاخه ی قارچ هم عجیب تربود سعی کردند سوالات را روی نیمکت بنویسند و روسری شان را سفت کنند سعی کردند فراموش م کنند و بروند کلاس زبان انگار دست از سرم برداشته بودند و همین را می خواستند.
تصویر سازی: مجتبی حق جو
|
| < بعد | قبل > |
|---|