|
زغال 5(ویژهنامهی 8 مارس) |
|
سردبیر
|
|
۱۷ اسفند ۱۳۸۸ |
|
نشر الکترونیکی زغال منتشر کرد:
ویژهنامهی 8 مارس
دانلود PDF نسخه چاپی زغال 5
(ما را در پرینت و پخش کردن نشریه یاری کنید)
فهرست مقالات
مقالهی سردبیر/ آنتیگونه؛ تسخیر یک موقعیت سیاسی و اجراگری آن/مهدی سلیمی
به سوی معرفت شناسی فمینیسم/جنیفر رینگ/ترجمهی هادی آذری - علیرضا محولاتی
خندهی مدوسا/الن سیکسو/ترجمه سمانه مرادیانی
سکانس-متن هایی پیرامون فالوس و فرهنگ فالوس محور/ ترجمه- نوشته-تدوین:ک.میرزاده و م.میرزاده
ادبیات زنانه و زن شدنِ ادبیات/بابک سلیمی زاده
از میان بردن جنسیت/ترجمهی بیتا صمیمی زاد
باکرهی آهنی/مهدی سلیمی
پیکار طبقاتی و بعد/ارنستو لاکلائو/ترجمه عباس ارض پیما
جنسیت: بدنهای کدگذاری شده/علیرضا محولاتی
بازخوانی مفهوم عشق در اندیشهی کییرکگور/ میلاد عمرانی
مسئله ی زنان/ ویکتوریا جمشیدی
دربارهی کروگر/ گردآوری بابک شاهسیاه
مصاحبه با غوغا/ شاپور شاخدار
مغناطیس/ شاهرخ شاهینفر،سپهر گودرزی
تصویر ساز: مجتبی حقجو(تفنگ)
صفحهآرائی: بابک شاهسیاه
مقاله سردبیری
آنتیگونه؛ تسخیر یک موقعیت سیاسی و اجراگری آن
مهدی سلیمی
1
ادیپ به حکم تقدیر و از روی بدسرنوشتی خویش ناخواسته پدرش را کشته و با مادرش همبستر میشود. نقطهی گرهگشایی نهایی و هامارتیا این بخش از تریلوژی سوفوکل با فاش شدن عمل ادیپ رخ میدهد. اکنون ادیپ در مرحلهی انتخاب قرار میگیرد. انتخابی بین حوزهي خصوصی خود و حوزهی عمومی جامعهی طاعونزدهاش. ادیپ به جای انتخاب، خود را در مسیر همان بدسرنوشتی خویش قرار میدهد. سرنوشت ادیپ را کور کرده و آوارهی بیابانها میسازد. ادیپ مفلوک از این پس قادر به ایستادن بر روی پای خود نیست. آنتیگونه و ایسمنه، دختران ادیپ(و البته خواهرانش) در این راه او را یاری/رهبری میکنند. به این خاطر ادیپ به دخترانش لقب پسر میدهد. او پولینسیس و اتئوکلس را به خاطر تنها گذاشتن پدرشان نکوهش کرده و لقب مردانهی آنها را از ایشان ستانده و به دخترانش پس میدهد. ادیپ خود در هیات زنی ظاهر میشود(" اکنون دیگر نه من که آنتیگونه مرد است.") که پسرانش(دخترانش)، عصای دست او میشوند. آنتیگونه و ایسمنه با حمایت از پدر خویش به هیات مرد درمیآیند و جنسیتشان معکوس میشود. سوفوکل جنسیتکاراکترهای خویش را به طرز معکوسی نمادینه میکند. کار سوفکل ارائه شیوهی مبادلهی جنسیتی در جامعهی نمادینه شده است. با این کار او شاید اولین افشاگر ابزردیسم و عبث نمایی در عمل نمادینه کردن و نام گذاری جنسیت در تاریخ باشد:
"اگر من این دختران را به بار نیاورده بودم تا از من مراقبت کنند، اکنون زنده نبودم. اما چون آنها از من مراقبت کردند، از اینرو آنها پرستاران من هستند، این دختران مردند نه زن، زیرا عصای دست من بودند. اما شما پسران فرد دیگری هستید و من هیچ پسری ندارم."
2
قهرمان تراژدی کهن بر آرمان همگانی چون مهر میهن یا علاقه خانوادگی متکی بود؛ قهرمان تراژدی نو بیشتر بر فردیت خود متکی است و پروای هدفها و جاه دوستیها و آرزوهای خویش را دارد. ادیپ قهرمان تراژدی کهنیست که مام وطن را به خویش برمیگزیند. او با کور کردن خود جامعه را از طاعون نجات میدهد. هگل در تفسیر تراژدی کهن میگوید در آنجا فرد میمرد تا دولت شهرش زنده بماند. ادیپ دقیقا همان راهی را برمیگزیند که به نفع دولتشهر خویش است، یا بهتر است بگوئیم هیچ راهی را بر نمیگزیند بلکه خود را به دست تقدیر میسپارد. هگل با این تفسیر که خویشاوندی و دولت از همدیگر تفکیک پذیر است-حتی اگر رابطه ی ذاتی بین این دو برقرار باشد- آنتیگونه را نمایندهی خویشاوندی دانسته و کار او در دفاع از خویشاوندی را در مقابل دولت تقبیح میکند. اما جودیت باتلر بدرستی اشاره میکند که آنتیگونهای که خود ماحصل یک زنای با محارم است نمیتواند یک خویشاوندی منسجم را بازتولید کند و به جنگ دولت برود. به نظر من آنتیگونه بیشتر از آنکه نماینده یک نهاد یا دولت بخصوصی باشد یک تخطیگر است. اگر ادیپ خود را به دست تقدیر میسپارد، آنتیگونه به جنگ آن می رود. آنتیگونه از قانون دولتشهر تخطی میکند...
3
در دو بخش از تریلوژی سوفوکل ما با دو نوع مختلف از نقطه هامارتیا مواجه میشویم. ادیپ بعد از افشاء شدن عمل تخطیگرش از قانون خود را کور میکند ولی آنتیگونه اتفاقا عمل ناهنجار خود را به نمایش همگانی میگذارد. آنتیگونه در اصل مخالف جریانهای فمنیستی معاصر عمل میکند؛ یعنی آندسته از فمنیستهایی که برای رسیدن به اهداف خود، خواستار حمایت دولت هستند. این جریانات مخالفتهای سیاسی خود را در قالب مطالبههای حقوقی مطرح میکنند و در طلب مشروعیت دولتی برای مطالبات خود هستند. عمل آنتیگونه عملی است در راستای عدول کردن از هنجار؛ نه هنجارمند کردن عمل. او نقطهی ترومای یک دولت هنجارمند است که قصد ندارد در دایره هنجارین دولت قرار گیرد. پس او با عمل خویش هنجارها را میشکند. اگر به یاد داشته باشیم عمل ادیپ نیز اینگونه بود؛ اما عمل ادیپ ناخواسته صورت میگیرد و دقیقا در لحظهی فاش شدنش خود را کور میکند. ادیپ وقتی همسرایان از او میپرسند: چه کسی پدر خود را به قتل رسانده؟ با شرم زدهگی تمام پاسخ میدهد: شما با این پرسش داغ مرا تازه میکنید. او از قانون شکنی ناآگاهانهاش در جلوی عموم خجالت زده میشود، در صورتیکه آنتیگونه نه تنها شبانه جسد برادرش را دفن میکند و در حقیقت هنجارها را در هم میشکند؛ بلکه نقطهی مهم اینجاست که او در مقابل کرئون و در جلوی دید همگان به عملاش اعتراف میکند. براستی نکته مهم در کار آنتیگونه نه تنها عملاش بلکه اجراگری اوست. او ابتدا یک موقعیت را برای عدول از هنجار تسخیر میکند و سپس این موقعیت را به اجرا در میآورد. در حقیقت عمل او جایی تبدیل به یک کنش سیاسی میشود که دفن کردن برادرش را نه در حوزهی خصوصی و بخاطر عشق به علایقش بلکه در حوزه ی عمومی تعریف میکند. مسئلهی آنتیگونه تسخیر یک موقعیت سیاسی است. کاری که میتوان گفت وظیفهی هر جنبش فمنیستی است. کار آنها نه تنها ارائه کردن علایق، باورها و مطالبه های فردی و جنسیت گذاری شده بلکه تسخیر هر موقعیت سیاسیای است که نظم نمادین سرمایهداری را نشانه میرود.
4
8 مارس نه فقط یادآور یک روز بخصوص بلکه ایجاد موقعیتی است برای تسخیر فضای سیاسی و این ویژه نامه تلاش دارد تا این ناهنجاری و قانون شکنی را به اجرا درآورده و در معرض دید همگان بگذارد. این نشریه نه تنها دست به اجراگری تسخیر یک موقعیت سیاسی میزند بلکه به موقعیت های دیگری میاندیشد که جنبشهای فمنیستی می توانند تسخیرشان کنند...
پس مقالات این نشریه را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
اول افشای موقعیتهایست که نظم نمادین سرمایهداری در آنها بر علیه زنان عمل میکند؛ موقعیتهایی همچون کدگذاریهای جنسیتی در زبان، بدنهای اشغال شده، خانواده به مثابهی تسخیر بدنهای آزاد، گفتمانهای مسلط مردانه در حوزهی اخلاق، خوانشهای فالوس محور اسطورهها و...
دوم اینکه ما به عنوان یک جنبش مارکسیستی ابتدا از پتانسیل های فمنیستی در ساختار دیالکتیکی مارکسی خواهیم نوشت و سپس بدیلهای خود را -در قالب ادبیات زنانه، دفاع از اغواگری زنانه(صورت شیطانی) در برابر گفتمان مسلط، دفاع از تئوری کوئیر، رهیافتهایی برای رسیدن به بدنهای آزاد و فارغ از هرگونه کدگذاری جنسیتی، دفاع از جنبشهای فمنیستی رادیکال در مقابل تمام گروهها، کمپینها، و جنبشهای مطالبه محور و خواهان مشروعیت از طرف دولت- ارائه خواهیم کرد.
و در وهلهی سوم به موقعیتهای دیگری خواهیم اندیشید که جنبش فمنیستی برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارد تا از آنها چشمپوشی نکرده و با نفی هرگونه عاملیت تاریخی جزماندیشانه خود را در کنار آنها قرار دهد و خود را برای جنگ بر سر تسخیر موقعیتهای بیشتر و بیشتری مسلح کند...
|